سفارش تبلیغ
صبا
گروه جهادی شهدای گمنام دانشگاه علوم پزشکی
نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - جمعه 92 شهریور 9 توسط جهادگر

خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید ، تا بهشت از آنان باشد، درراه خدا جنگ می کنند ، چه بکشند یا کشته شوند... توبه:آیه 111
------------
جان و مال که هیچ نامشان را هم خدا خرید و شدند شهید گمنام...




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92 اسفند 5 توسط جهادگر


اصلاً به دوربین حساسیت داشت. اگر بهانه‌ی معرفی بشاگرد به مردم نبود، شاید در همان میناب همه‌ی دوربین‌ها را می‌گرفت و نمی‌گذاشت به منطقه برسند.

 هر چه می‌گفتیم: حاجی! بگذار امسال از دادن جهیزیه‌ها یک فیلم بگیریم، برای جذب خیر هم خوب است. قبول نمی‌کرد، می‌گفت بقیه هر کار می‌خواهند بکنند، اجرشان با خدا، بی سر و صدا جهیزیه‌ها را بدهید به عروس و دامادهای بشاگردی بروند، یک وقت به شخصیتشان ضربه نخورد و خجالت نکشند. ما مثلاً خادم اینها هستیم!

 کم می‌شد حاجی را عصبانی دید، به خصوص در حضور مهمان‌ها. اما همین مهمان‌ها که حاجی اغراق‌آمیز احترامشان را داشت و تحویلشان می‌گرفت، می‌توانستند با بعضی کارها حاجی را عصبانی کنند، راحت‌ترینش این بود که در حضور حاجی، شروع کنند از او تعریف و تمجید کردن، اول حالت چهره‌ی حاجی عوض می‌شد، اگر زیاده‌روی می‌کردند، محترمانه یکی، دو تشر و گلایه از حاجی تحویل می‌گرفتند.

 کافی بود بفهمد کسی سید است، آن وقت می‌توانستی نهایت تواضع و خضوع حاجی را ببینی.

 همین مانده بود که کسی قلم به دست برود و بگوید: حاجی! می‌خواهم از خودت بگویی، اگر آشنا و رفیق و جوان بودی، احتمالاً یک مشت محبت‌آمیز، اما جان‌دار به بازویت می‌خورد که حداقل یک شبانه‌روز شیرینی دردش را حس می‌کردی. می‌گفت شما اگر می‌خواهی خدمت کنی، بیا و منطقه را ببین، از وضعیت این مردم بنویس تا قلماً در کمک به این شیعیان مظلوم شریک شوی.

  فقط یک جا از خودش حرف می‌زد، آخر شب، سر جانماز، آن هم همه اظهار عجز بود و ناله و استغاثه که «یا لطیف ارحم عبدک الضعیف.». . .

 و غریبانه هم آخرین جرعه را نوشید و رفت به آسمانهایی که آنجا دیگر غریب نبود و خب می‌شناختند عبداله والیِ بشاگرد را.

  سنت عالم اما به گونه‌ای دیگر است، از رحمت خدا به دور است که چنین گوهری نادیده بماند. حال که حجاب خودش از روی وجود لطیفش کنار رفته است، همه چیز به حرکتی در می‌آید تا او را به بندگان مشتاق نشان دهند که: این‌گونه باید رفت، اگر مردش هستی!

 مسجد«بنی‌فاطمه» خیابان سرچشمه چند بار پُر و خالی شد. نزدیک‌ترین نزدیکان حاجی هم اکثر این جمعیت را نمی‌شناختند و مبهوت مانده بودند از این همه مردم که می‌آمدند و مانند عزیز از دست داده‌ها برای حاجی می‌گریستند. می‌خواستند مجلس هفتم را در مسجد کوچک محل خودشان (مسجد گلستان) بگیرند، اما این جمعیت ختم همه‌ی برنامه‌های دنیایی را به هم ریخته بود؛ برنامه‌های آسمانی طور دیگری رقم خورده بودند.

 این شروع راه بود، تا کم‌کم نام حاج عبدالله والی بر زبان‌ها و تصویرها و قلم‌ها بیفتد و چه دور است زمانی که کسی بگوید حقش ادا شده است.

 حاجی! «تا خمینی‌شهر» کتاب توست که قطعاً اگر صد سال دیگر هم زنده بودی، به چاپ یک صفحه‌اش راضی نمی‌شدی. و ما مطمئنیم به اوج یقین، که اگر اقبالی به «تا خمینی شهر» می‌شود، در ادامه‌ی سنت الهی است تا خاک گمنامی از گوهر تــو پاک شود. حاجی! کتابت برنده‌ی «جایزه‌ی جلال» شد و چند روز پیش «جایزه‌ی کتاب سال» را هم گرفت. تا ثابت شود قطره‌ای اخلاص در این عالم گم نمی‌شود.

 راستی حاجی! حاج محمود  بشاگرد است. از گرفتن جایزه‌ها خوشحال شده است، اما از دوربین فرار می‌کند!




نوشته شده در تاریخ جمعه 92 دی 13 توسط جهادگر

 سبک زندگی جهادی ، یعنی صبر و تلاش و ایمان

 

امروز همه می دانند که جهاد چیست و حرکت های جهادی چه اهدافی را دنبال می کنند. مردم و مسئولان خوب می دانند که حرکت های جهادی برای سازندگی و آبادانی کشور و رفع غبار فقر و درماندگی از چهره جامعه با چه برنامه های جامع و مدونی پیش آمده اند. در ارزیابی ها و نظر سنجی هایی که در خصوص اثربخشی و نتیجه فعالیت های جهادگران در مناطق محروم استانها انجام شده، آمارها، رضایتمندی مردم و مسئولان را نشان می دهد. آنچه امروز حرکت های جهادی را خاص کرده، همان سبک زندگی و شیوه ای است که به ترویج آن پرداخته اند.

به همین بهانه به سراغ، حجت الاسلام محسن غلامی، مسئول گروه جهادگران طلاب محمدرسول ا..(ص) رفتیم تا در گفتگویی کوتاه به بررسی زوایای مختلف این حرکت ها و سبک زندگی ای که جهادگران برای خود برگزیده اند، بپردازیم:

یکی از تاکیدات مقام معظم رهبری در مورد سبک زندگی ها در زمان حال است. به نظر شما جهادگران تا چه حد می توانند مروج سبکی باشند که مد نظر معظم له می باشد؟

جهادگران با هر حرکت و اقدامی که در مناطق کم برخوردار انجام می دهند در اصل گامی برای رسیدن به اهداف کلان نظام برمی دارند و از طرف دیگر یک حرکت فرهنگی را به ثبت می رسانند. ورود جهادگران به هر منطقه ای، سبب ارتقاء سطح فکری، دانش و فرهنگ مردم آن روستا می شود اما باید توجه داشته باشیم که این تاثیرگذاری ها، ماندگار و همیشگی باشند که یکی از آنها همین نوع و شیوه زندگی است.

لطفا بیشتر توضیح دهید، چطور می شود یک شیوه زندگی الگویی برای آیندگان باشد؟

تمام افرادی که به مناطق محروم می روند به نوعی از زندگی راحتی برخوردارند و جمع کثیری از آنها نیز در گروه نخبگان و طلاب قراردارند. وقتی مردم مناطق کم برخوردار می بینند که یک گروه جوان شهر نشین بدون هیچ چشم داشتی به سراغشان رفته اند و در تمام کارها با جان و دل به فعالیت می پردازند و از همه مهمتر، در چادر یا مسجد یا حسینیه و یا خانه های روستاییان شب را به صبح می رسانند، می فهمند که می شود زندگی ساده و پرنشاطی داشت. می شود با دست خالی هم دلهایی را شاد کرد و می شود هر کمی را زیاد دید. اینها همه جهاد هستند و آنها را باید در لیست جهاد فرهنگی قرار داد.
جهاد فرهنگی در مناطق کم برخوردار از مباحثی است که بسیار مورد توجه قرار گرفته و برگ زرین دیگری در دفتر جهادگران به شمار می آید. اگر ما از عمران و آبادانی و سازندگی صحبت کنیم، نمی توانیم تاثیرات فرهنگی حضور جهادگران و بخصوص دانشجویان و طلاب را در مناطق نیازمند و محروم نادیده بگیریم زیرا کاملا واضح است که هدف صرفا ساخت و ساز و انجام امور عمرانی در این مناطق نیست. شاید در ظاهر آنچه که به چشم می آید، فکر کنیم که هدف است اما ایجاد فضای آموزشی و فرهنگی و تقویت روحیه مسئولیت پذیری در اهالی روستا به ویژه جوانان در اولویت اهداف و کارها قرار دارد. کاری که بی شک نه برای امروز و فردا که برای نسل های بعد نیز برکت خواهد داشت.

در این میان نقش مسئولان را چطور ارزیابی می کنید؟

ما از تک تک مسئولان محترم در هر جایگاه و مقام و منصبی که هستند درخواست همکاری داریم تا بسیاری از گیرودارهای اداری از همان ابتدا رفع شوند. در کنار این موضوع باید گروه ها قبل از اقدام به عملیات اجرایی، به مناطق نیازمند رفته و به نیازسنجی و شناسایی مشکلات بپردازند و سپس با همکاری مسئولان شهری و استانی به مرتفع کردن آنها اقدام نمایند. قطعا با این روش، نتایج چشمگیر و بهتری حاصل خواهد شد. همیشه نتیجه کار بسیار اهمیت دارد و باید بدانیم که کمک به یکدیگر، زمان انجام امور را پایین می آورد و در مقابل، کیفیت کار را بالا می برد. اما نباید فراموش کنیم که همکاری و همراهی مسئولان امر بهترین و مهمترین بخش کار است.

 

برای آسیب شناسی این حرکت ها به چه مواردی می پردازید؟

وقتی به زندگی ائمه اطهار رجوع می کنیم می بینیم که زندگی بسیار ساده ای داشته اند که در فرهنگ امروزی، یک زندگی سراسر مشقت است. اما باید گفت آنها صبر و ایستادگی و به اهدافشان هم ایمانی قوی داشتند. وقتی در کاری عشق باشد هرگز به مشکل نمی خورد. این یک اصل است که اگر خسته شده و با همان شوق و ذوق اولیه پیش نرویم و به قول معروف، روحیه‌مان را از دست بدهیم دیگر در برابر سختی ها مقاوم نخواهیم بود. ما ثابت کرده ایم که مرد روزهای سخت هستیم و این حس را باید به جوانان و آنها که تازه به این حرکت ها پیوسته اند هم انتقال دهیم. اگر حس ایثار و ازخودگذشتگی نباشد، موانع موجود ما را از کار منصرف خواهند کرد، اهل تلاش نمی‌شویم و دنبال خلاقیت نمی‌رویم. ما باید به این مسایل توجه کنیم چرا که انگیزه ها، انرژی و پشتکار ما را در کار مضاعف می‌کند.

رعایت و اهمیت دادن به چه اصولی می تواند راه را در این مسیر هموارتر کند؟

در شرایط کنونی که حرکت های جهادی با سرعت و تاثیرگذاری ویژه ای در حرکت است باید بدانیم که به یک هدایتگر و برنامه ریز حرفه ای احتیاج داریم. منظور از هدایتگر، یک نفر نیست زیرا می تواند یک اتاق فکر باشد. امروز مدیریت جهادی توانسته قدرت و توان خود را به رخ بکشد و این فرصت ایجاد شده که این مدیریت را به عنوان یک الگوی موفق به دنیا معرفی کنیم. نباید بگذاریم این نوع مدیریت صرفا حالت توصیفی و فرهنگی پیدا کند. مدیریت جهادی باید از حوزه بحث های تئوری خارج و عملیاتی شود زیرا جهادگران نمی خواهند حرف بشنوند. کسانی که یاعلی گفته اند منتظر کار و عمل هستند و جهاد در ذهن آنها هرگز حرف زدن نیست

منبع:http://www.jahadgar.com




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 92 آبان 26 توسط جهادگر




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 92 آبان 26 توسط جهادگر

اردوی جهادی تابستان 92 گروه جهادی شهدای گمنام در بخش چهار دانگه ساری با مرکزیت روستای قلعه سر برگزار گردید که این اردو با رضایت دانشجویان جهادگر و اهالی روستای قلعه سر و روستاهای اطراف برگزار شد.




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 92 آبان 21 توسط جهادگر

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جهادگر ؛ یکی از مهم ترین نکاتی که باید در اردوهای جهادی به آن توجه شود،زندگی جهادی است . این نوع از زندگی جهادی را بنده به زندگی انقلابی ویا به معنای دقیق تر کلمه زندگی چریکی تعبیر می کنم . زندگی چریکی،زندگی انقلابی یازندگی حماسی،زندگی در متن یک حماسه است . زندگی جهادی به تعبیر فرهنگ کاری شما ،یک زندگی بخصوصی را شامل می شود.
من برای روشن تر شدن زندگی جهادی کد هایی را خدمت شما عرض می کنم .وقتی شمابه اردوی جهادی می روید ،در این رفت و آمد ها ی شما یک فرهنگی باب می شود، افرادی شرکت می کنند که دیگرحضور پیدا نمی کنند وافرادی هم در آن حرکت های جهادی گل کرده ورشد می کنند .حتما این ریزشها و رویشها را بارها شاهد بوده اید . این خود نشان این است که حیات شما در متن این حرکت های جهادی، حیاتی است متفاوت، این معناش این است که شما یک فرهنگ نو را بنیان می گذارید.

زندگی چریکی ،زندگی جهادی

برای تعریف فعالیت های جهادی قبل از اینکه ویژگی های آن زندگی جهادی را عرض بکنم،یک مثالی بزنم : مثلا کسانی که اهل هیات های مذهبی هستند ، فرهنگ رفتاریشان با بقیه فرق می کند، فرهنگی را دارا هستند که ،غیر هیئتی هاندارند.،حتی مسجدی ها با هیئتی ها فرق می کنند.آنها هایی هم که میرونددر کارهای جهادی هم ،برای خودشان یک فرهنگی دارند، که یک نوع زندگی را باید تعریف بکنند. نوع زندگی جهادی سخت ترین نوعی است که انسان می تواند در آن قرار بگیرد ، بافرهنگ طلبگی ،دانشجویی و... فرق میکند هرکدام یک فرهنگ خاص خودش را دارد.

شما برای خودتون یک مفهومی را درست بکنید و زیل این مفهوم مختصات را یادداشت کنید،اینها نباید تحمیلی باشد،ایده آل گرایانه باشد،نباید دور از دسترس باشد،باید معقول باشد. باید به طور طبیعی امکاناتش در بستر زندگی جهادی شما فراهم باشد،بهش می پردازید و بعد سعی می کنید که شبیهش رفتار کنید .این مفهومش فرهنگ جهادی است.

فرهنگ جهادی ،انقلابی وچریکی را برای خودتون معنا کنید .بگوئید ما این فرهنگ را بگیریم هدفه ما این است، نیت قربة الی الله کنید،خودسازی کردن در اردوهای جهادی باید مد نظر قرار بگیرد . اردوهای جهادی باید کیفیت داشته باشه، باید همه چیز حساب شده باشد.

شاخص های موفقیت رو باید دربیارید، اینها رو زیر مفهوم زندگی چریکی یا جهادی معنا کنید.

نماد برای خودتون قرار بدهید" شمابرای یک زندگی جهاد چه نمادهایی را انتخاب می کنید؟ یک جهادگر دعاهاش باید متفاوت باشد ،بعد از همه مهمتر حتی از نمادها مهمتر حقیقته زندگی،حقیقته رفتارها،حقیقته روحیه آنها را باید برای خودتان مبانی این فرهنگ قرار بدهید.

جهادی ها به زندگی طور دیگری نگاه میکنند. جهادی ها آخر شب وقتی میخواهند بخوابند سوره واقعه را باید بخونند وبرایشان هم خیلی مهم است. نیروهای جهادی در بین همه تعقیبات ،به تعقیبات نماز صبح باید بیشتر از همه اهمیت بدهد ،تعقیبات نماز صبح باید بشود سرود معنوی زندگی جهادی.

این فرهنگ سازی و نماد سازی است .یادتان باشد شما باید غیر از اینکه کار میکنید عناصر اون فرهنگ رونگه دارید و درست کنید،نگوئید حالا چیز مهمی نیست. بله کار غیر مهم مثل همین چفیه انداختن حضرت آقا،کاره مهمی نیست"مقام معظم رهبری می فرمایند : من باید نماد درست بکنم . نمادها ونام هارا نگه میدارند.

شمادر مقام کار فرهنگی دو کار را باید انجام دهید:یکی نهادهای فرهنگی را شکل بدهیدودیگری نمادهای فرهنگی را.

،نمادها آن بخشی است که دیده می شود و نهادها ممکن است که دیده نشوند.و در موقع خودش در رفتارها و نگرشها دیده شود. مثلا شما یک عکس رزمنده دفاع مقدس دارید،سربند دارید،یکی چفیه دارید و اسلحه ،این نمادهانشان دهنده فرهنگ جبهه است. زندگی چریکی، جهادی یا انقلابی نوع زندگی هست: یک شخصی که جهادی است،عنصری را درنگرش خودش ،در رفتار خودش لحاظ می کند.آن عنصر چیست؟ عنصر ایثار است، ترجیح دادن محرومین برخودش،. این فرهنگ زندگی جهادی است. به نظر من اگر شما بتوانید یک فرهنگی را درست بکنید که فرهنگ زندگی جهادی باشدوآن فرهنگ را در خودتان تقویت بکنید، خودتون ملبس به لباس این فرهنگ می شوید .در جریان خدمت به محرومان باید یک نهاد فرهنگی را خلق کنید . این نماد فرهنگی است که محرومیت را از کشور از بین خواهد برد .بعد آن مستندات و عکس هایی که می خواهید از فرهنگتان بردارید ازکار نباشد،از حاشیه باشد. برای ساختن ان فرهنگ ایثار ،از خود گذشتگی ،هم سطح قرار گرفتن خود با کمترین طبقات،باید مورد توجه قرار بگیرد .یک ویژگی دیگر که به عنوان عنصر کلیدی فرهنگ جهادی فرهنگ زندگی چریکی وانقلابی هست عنصر سختی دادن به خود است، مزه شیرین زهد را لمس کردن که اینها خیلی زیبا است.

عناصر چند گانه جهادی

پس سختی کشیدن یکی از عناصر دیگر زندگی جهادی است.عنصر دیگر در زندگی جهادی انقلاب، فرهنگ نظم است . نظم واهل مقررات بودن یک چریک ونیروی انقلابی اندازه های خاصی دارد این سختی این نظم خیلی تاثیر دارد. زندگی اردویی فرصتی است که افراد خودشان را تغییر بدهند . در این سختی رشد کرده ونظم لازم را پیدا کنند. آیین نامه رفتاری خاصی برای نظم وجود دارد.نظم بایدملموس باشد.

عنصر چهارم در زندگی جهادی عنصرزندگی جمعی است .جمع پذیری ،جامعه پذیری، مشورت کردن ،صبرکردن . مثلا وقتی می خواهید کار جمعی بکنید حتما باید از رای خودتان کوتاه بیاید ،حتما باید ضعف های رفقا ی خودرا بپذیرید. اخلاق وادب زندگی جمعی چییست ؟ یکی از مهمترین انها این است که عیب رفیق تو به خودت نسبت بدهی بگوئی تقصیر من بود، برعکس عوام که تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.دومین ویژگی رفتار دفاعی نداشته باشی بچه ها به هم دستور ندهند، این ها یکی از اخلاقیات زندگی دسته جمعی است . انتقاد پذیر باشیم.

این سه ویژگی که عرض کردم را ،راس زندگی جمعی قرار بدهید . یکی از ویژگی هایی که باید در زندگی جمعی رعایت بشود،همرنگ جماعت به معنای درستش است .در سیره پیامبراکرم (ص ) می فرمایند : رسول گرامی اسلام وقتی با ما می نشست اگر ما از دنیا حرف میزدیم اوهم از دنیا حرف میزد اگر ما ازاخرت حرف میزدیم او هم از اخرت حرف میزد اگر ازغذا حرف میزدیم او هم از غذا حرف میزد فقط او غیبت نمی کرد ونمی گذاشت ماهم غیبت کنیم ولی انعطاف پذیری پیامبراکرم (ص ) فوق العاده است . نیروی جهادی انعطاف پذیر است . چهارمین ویژگی ،ویژگی نشاط است .کسی که در امر دنیای خداش تنبل باشد ونشاط نداشته باشد درامر اخرتش هم نشاط ندارد و باید خودتان بتوانید خودتان را با نشاط نشان دهید .شما جهاد گران صرفا کار نکنید، فرهنگ بسازید. کارهای فرهنگی خود را در راستای فرهنگ سازی انجام دهید .نشاط یکی دیگر از ویژگی هایی ا ست که باید آن را اجرایی نمائید .ویژگی دیگر فرمان پذیری و ولایت پذیری است .باید طبق دستور و طبق ایین نامه کار کنیم .این کار خیلی آدم را اماده تقوا میکند.هر زمان کسی اینگونه شد،اهل تقوا می شود.  

منبع:http://www.jahadgar.com/

 

 




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 92 مرداد 24 توسط جهادگر

در تقابل با سبک زندگی صنعتی ، سبک زندگی جهادی مطرح می گردد. نوع زندگی که در آن رخوت و سستی جایی ندارد. و زندگی هدفمند بوده و در راستای دستیابی به اهداف، برنامه ریزی صورت می پذیرد. در سبک زندگی جهادی، انسان حضور خود را در جبهه حق یک فرض اساسی دانسته و با جریان باطل به مبارزه خواهد پرداخت. البته در طول تاریخ و در گذران دوران، نوع و شیوه مبارزه متفاوت بوده است و هر دوره ای شکل و شمایل جهاد متمایز از دوره های دیگر است. لازمه حضور در خاکریز جبهه حق، مسلح شدن به علم و ایمان و عمل صالح است. در این فضای تعریف شده، علی الدوام به رشد و پیشرفت باید اندیشید و در مسیر استقرار حاکمیت الهی در زمین تلاش نمود.ترسیم خط سیر مادی و معنوی خویش در سبک زندگی جهادی، معنا پیدا می کند.

واقعیت این است که جبهه باطل تمام هم و غم خویش را مصروف ضربه زدن به جبهه حق می نماید و شیطان صفتان لحظه ای از مخاصمه با موحدان غافل نیستند و آنوقت آیا رواست که ما تنها به بودن در جاده حق اکتفا کنیم و هیچ حرکت و رشدی نداشته باشیم؟!!

  شهید کشوری خلبان حزب اللهی که در آذر ماه 59 از آسمان به عرش رفت در وصیت نامه اش چه زیبا گفته است که:

زنده به آنیم که آرام نگیریم   موجیم که آسودگی ما عدم ماست

تصور کنید برخی جوانان ما شب و روز را به هم ریخته اند وتا پاسی از شب بیدارند و از آن طرف تا نزدیکی های ظهر در خواب ناز به سر می برند. برخی دیگر هم کارشان این شده که به همراه رفقا به متراژ خیابانهای شهر بپردازند و...  بدین ترتیب واژه بطالت را وزین نمایند.

در بخشی از کتاب گران سنگ مفاتیح الحیات علامه جوادی آملی به سبک زندگی اسلامی اشاراتی شده است . به عنوان نمونه به رابطه سحر خیزی با افزایش روزی و کار و پرهیز از تنبلی و کم همتی.حضرت امیر علیه السلام می فرماید : صبح زود در پی روزی رفتن، روزی را افزون می کند" و در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام شروع فعالیت روزانه و کار و تلاش را بعد از نماز صبح توصیه می نمایدو از تنبلی و بی حوصلگی برحذر می دارد.

به نظر می رسد که یک بازنگری کلی در  زمینه سبک زندگی در حوزه فردی واجتماعی باید صورت پذیرد. تنها به یک مثال اکتفا می کنم. مرسوم شده است که دوستان هیاتی ما برنامه های مذهبی خویش را شبها برگزار کرده و تا دیر وقت ادامه می دهند که معلوم نیست چقدر بازدهی دارد و دست آخر هم نوجوانان و جوانان را در سحر خیزی دچار مشکل می کند. باید بپذیریم که در روایات متعدد به سحر خیزی بیش از شب نشینی توصیه شده است. بهتر است مراسمات در مختصرترین شکل و در کمترین زمان برگزار گردد و از طرفی دیگر بیشتر برنامه های جمعی خویش مانند جلسات هم اندیشی، برنامه های کوهنوردی و یا قرارها و دیدارها را به صبح ها منتقل کنیم.

منبع:mosmohammadi.blogfa.com




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 92 تیر 27 توسط جهادگر

حرکتهای جهادی، مجموعه ای از فعالیتهای خودجوش است که توسط دانشجویان، طلاب حوزه های علمیه و دانش آموزان و  دانشجویان داوطلب وسایر جوانان داوطلب در مناطق محروم کشور برگزار می شود و بنابر ظرفیت ها و توانایی های موجود در میان شرکت کنندگان، انواع خدمات از جمله انجام پروژه های عمرانی مورد نیاز منطقه، خدمات کشاورزی، پزشکی-درمانی، آموزشی- تحصیلی و ... در کنار فعالیتهای فرهنگی در آنها ارائه می گردد.

                 

حرکتهای جهادی صرفا یک کار عمرانی یا فرهنگی یا اردوی خودسازی نیست، بلکه مجموعه جامعی است که آثار و برکات آن, در سه حوزه "مردم و اهالی مناطق محروم"،"شرکت کنندگان در این حرکتها"و "مسئولان و مدیران منطقه ای" قابل بررسی است. البته کلمات قادر نیستند این آثار و برکات را با همه ابعاد و گستردگی خود بیان کنند.باید اردوی جهادی رفت و این آثار و برکات را دید و حس کرد.


الف- آثار و برکات اردوهای جهادی برای منطقه و اهالی آن:
1. تقویت امید به زندگی و ایجاد انگیزه برای حضور در جوامع روستایی و مناطق محروم.
2. موفقیت در رفع ریشه ی بسیاری از محرومیتها، یعنی فقر فرهنگی منطقه و ارتقاءآن.
3. ترویج روحیه نشاط و کار، هم چنین ایجاد باور در میان اهالی این مناطق نسبت به توانایی های بومی برای حل مسائل و مشکلات.
4. رفع فقر مادی از چهره ی منطقه و حرکت به سمت عمران و ابادانی مناطق محروم.


ب-  آثار و برکات اردوهای جهادی برای شرکت کنندگان در این حرکتها:
1. بهره مندی از فضای معنوی کم نظیر این سفرها و حرکت به سمت خودسازی.
2. چشیدن طعم محرومیت و فقر از نزدیک و ثبت صحنه های محرومیت در اذهان دانشجویانی که روزی مسئولیتی در این کشور بر عهده خواهند گرفت.
3. احیائ ارزشهای دینی و انقلابی و تداعی خالصانه ی صحنه هایی چون دفاع مقدس.
4. جهت گیری فعالیتهای علمی و فوق برنامه ی جوانان در راستای خدمت به مردم.


ج- آثار و برکات اردوهای جهادی برای مسئولان و مدیران کشور:
1. دلگرمی به کار و ایجاد انگیزه برای خدمت به مردم با مشاهده ایثار و کار خالصانه جوانان.
2. پاسخگویی در مقابل کم کاری های احتمالی و اهمال در تکالیف و وظایف، و اصلاح عملکردها.
3. شناخت بهتر مشکلات و معضلات منطقه و استفاده از مشاوره و تجربه ی جوانان در رفع معضلات.


ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 92 تیر 11 توسط جهادگر

متن زیر نوشته ای از یکی از بچه های سفر سبز دانشگاه صنعتی شریف از سال های قبل است که خواندن آن خالی از لطف نیست:

من پارسال رفتم اردوی جهادی. قبلاً یکبار دیگر هم چنین اردویی رفته بودم. کوچک­تر بودم، ساده­تر بودم، و با خودم آشناتر بودم. قرار که شد بروم اردوی جهادی، اردویِ سختِ کارگریِ خشنِ دور، خیلی فکر کردم که من برای چی باید بروم. صاف­تر بودم و ساده­تر؛ فهمیدم برای چی بروم، رفتم و برگشتم و خیلی خوشحال بودم که در چنان اردویی بودم و در چنان جمعی بودم و چنان شبهایی بر من گذشت، که چه شب­هایی بود! بعد از چه روزهایی! (کمترینش را به تو میگویم. همه عمرم از عقرب میترسیدم مثل … و آنجا عقرب بود و بچه­ها هم دیده بودند. با اون وضعیت محل اسکانمون و اون امکانات و ایمنی شب من چطور صبح میشد بماند؛ ولی زیاد نگذشت که مسأله حل شد. دیگر زیر آسمان که دراز میکشیدم، بسم الله میگفتم، و میرفتم توی فکر، تا وقتی که خواب چشم­های خیسم را ببرد آنقدر برایم لذت داشت که تو نمیتوانی بفهمی مگر اینکه تو هم رها شدن و سپردن را روزی تجربه کرده باشی.)

پارسال هم اردویی دیگر بود و بازهم شرایط طوری شد که توانستم بروم. ولی این بار بزرگ­تر بودم و باتجربه­ تر، و نیازی به آن­همه فکر کردن نبود؛ قبلاً هم رفته بودم و خوب بوده دیگر. رفتم و اردوی سختی بود و خسته شدم. کلنگ که میزدم زود خسته میشدم ولی وقت کار زود تمام نمیشد. سنگ می­آوردم و زود خسته میشدم. بلوک خالی کردن که از همه سخت­تر بود و اصلا یکی دوبار پیچوندمش.

اغلب بچه­ ها و اکثر مسئولین، جهادی اولشان بود و من بار اولم نبود، پس لابد باتجربه بودم. باتجربه بودم و زیاد میدانستم، پس تحملم نسبت به اشکالات و بی نظمی­ ها خیلی کم بود و زیاد غر میزدم. زیاد نگذشت که اردو برایم خسته کننده شد، و معمولا بهم خوش نمیگذشت. اشکالات فکری هم کم­کم پیدا کردم، و دیگر روحیه­ام را باخته بودم. گرچه اردو تمام نشد مگر آنکه خودم را بازیافتم، ولی خیلی از دست دادم و خیلی ضرر کردم. انتقادات جدی به آن اردو وارد بود، ولی مشکل من چیز دیگری بود. از خودم بود؛ که بزرگ بودم و باتجربه بودم. تیپ و ظاهرم تغییر نکرده بود. عقاید و آرمان­هایم نیز. ولی چه فایده. شخصیت من واقعیت من است، و واقعیت من از عقاید من دور شده بود، و به زمین نزدیک­تر. چاق­تر شده بودم و زیاد میخوابیدم و زیاد گرسنه میشدم و زیاد میخوردم. نیازمند بودم، به آب، و به شربت آلبالوی وسط کار، به غذا و به مزه غذا که خوش باشد، و به خواب. و این آدم بهره­ای از اردوی جهادی نمیبرد و آنهمه عرق که میریزد همه اسراف است و در خاک فرو میرود.

حالا که اردویی دیگر در پیش است، خیلی کار دارم با خودم. خیلی سنگ دارم که باید با خودم وابکنم. و به تو هم هشدار میدهم! که خوب فکر کن ببین کی هستی و چکاره ­ای. ببین مرد اردویِ سختِ کارگریِ خشنِ دور با اشکالات و بی ­نظمی­های کم یا زیاد هستی یا نه. و نمیتوانی مردش باشی مگر آنکه با خودت روراست باشی، که کی هستی و برای چه اردوی جهادی را میخواهی.




نوشته شده در تاریخ جمعه 92 خرداد 24 توسط جهادگر
افسران - از حرف تا عمل
ملت ایران با حضور در حماسه سیاسی ثابت خواهد کرد که حرف و عملش یکی است.



قالب وبلاگ